اسكندر بيگ تركمان

458

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

گردانيد و حسنخان عازم رفتن كرمان بود كه امراء افشار رسيدند اگر چه حسن سعى و مردانگى ايشان كه در محاربهء اوزبك بظهور آورده بودند سمت وضوح يافت . اما حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بجهة امور پادشاهى بتقصير آمدن طايفهء افشار را همچنان در معرض عتاب و خطاب داشتند بالاخره در ازاء مردانگى جنگ اوزبك تقصير ايشانرا بعفو مقرون گردانيده چون در آنسال الكاء مذكور بحسن خان شفقت شد و ايشان بشكرانهء اين عطيه عظمى مبلغى برسم پيشكش قبول نموده مقضى المرام روى توجه بجانب كرمان نهادند و از موقف عنايت آن وجه بخواص ملازمان ركاب اقدس كه مشقت يساق خراسان كشيده بودند تقسيم رفت طوايف ذوالقدر كه سالها حكومت فارس كرده بودند بجريمهء آنكه لشكر كم آورده بودند مورد عتاب و خطاب گشته الكاى مذكور از بنياد خان و امراء ذوالقدر تغيير يافته حكومت شيراز بحسينخان مصاحب قاجار نامزد شده بود طايفهء ذوالقدر استدعاى عفو تقصير خود نموده متقبل شدند كه اگر در اين مرتبه تقصير ايشان بزلال مرحمت گشته شود و رتق و فتق آن ولايت بدستور در قبضهء اقتدار ايشان باشد من بعد كه يساقى واقع شود بتدارك مافات قيام نمايند حسب الاستدعاء مهم ذوالقدران فى الجمله صورتى يافته چون ولايت شيراز در آن سال بحسينخان شفقت شده بود از سال آينده بديشان مرحمت شد اما حكومت ايشان زياده از يكسال به عمل نيامد زيرا كه دست تعدى برعاياء مملكت دراز كردند و باعث شكوه عجزه و رعايا شده در سال ديگر هر دو طايفه به جهت بدسلوكى از حكومت فارس و كرمان معزول شدند ديگرى از سوانح آنكه درين فوت امير سيد حسين الحسينى كركى عاملى به مرض و با سال در دار السلطنهء قزوين مرض طاعون و و با شيوع يافته بسيارى از مردم شهر بمواضع و بلوكات رفتند در وقتى كه موكب همايون در خراسان بود علت و با روز بروز ازدياد پذيرفته خلقى نامحدود در آن واقعه راه عدم پيمودند خلاصه متوفيان آن واقعه خاتم المجتهدين امير سيد حسين الحسينى كركى عاملى بود كه شمهء از احوال آن جناب در صدر صحيفهء اول در ذكر سادات و علماى زمان شاه جنت مكان رقم تحرير پذيرفته و الحق مشار اليه سيد عاليشأن و بزرگ متعالى مكان و دختر زاده مجتهد مغفور شيخ على عبدالعال بود در ميانه علماء عرب و عجم بطلاقت لسان و فصاحت بيان معروف و در ولايت عجم كوس اجتهادش بلند آوازه گشته در اصول و فروع مذهب حق اماميه رسايل غرا پرداخت و در زمان شاه جنت مكان كه اردوى همايون منبع علما و فضلاى عرب [ 312 ] و عجم بود و جناب شيخ المحققين شيخ عبدالعال خلف صدق مجتهد مغفور شيخ على عليه الرحمه مرتبهء بلند اجتهاد يافته جميع علماء اذعان اجتهاد او كردند . جناب مير سيد حسين پاى از مرتبهء او بالاتر نهاده خود را سيد المحققين و سيد المدققين وارث علوم الانبياء و المرسلين خاتم المجتهدين لقب داده در صكوك و سجلات كه بتوقيع او مزين ميشد اين عبارت تسطير مييافت اگر چه غايبانه علماء اين دعوى را مسلم نداشتند اما هيچكس از فحول علما در اين باب با آن جناب حرفى نتوانست گفت و تاب مباحثهء او نميآوردند و تا حين وفات او را خاتم المجتهدين ميخواندند . نعش او را بندگان حضرت اعلى بعتبات عاليات سدره مرتبات فرستاده در آن اماكن مشرفه مدفون گرديد .